close
تبلیغات در اینترنت
رمان دخترانه جدید

سایت عاشقانه

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن

دانلود رمان دژکوب اندروید ، PDF و آیفون

داستان عاشقانه حرف دیگران

خلاصه داستان : مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های  خود را شرح داده بود. خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند.

ادامه مطلب