دانلود رمان کانی اندروید ، PDF و آیفون

سایت عاشقانه
بزرگترین سایت عاشقانه

بــیا تو لاو

بزرگ ترین سایت عاشقانه مطالب عاشقانـــه,تصاویر عاشقانه,دل نوشته,اس ام اس عاشقانه"هرگونهانتقــــاد و پیشنهــــادی پذیرفتــــه مـــــــــــی شــــــود
ثبت نام در سایت
اینستگـــرام بیا تو لاو
اینستگـــرام
دنبـــال کنیـــد

برترین کاربر ماه

سایت عاشقانه

به سایت عاشقانه بـیا تو لاو خوش آمدید!
با عضویت در سایت بـیا تو لاو میتوانید در انجمن عاشقانه تاپیک ارسال کنید و از
پنل کاربریبرای خود امضا و آواتار ایجاد کنید. با ارسال تاپیک های مفید در انجمن عاشقانه میتوانید مقام های مدیریت ، پلیس ، ناظم و.. را بدست آورید. و..

پس همین الان به جمع 290 کاربر سایت عاشقانه بــیا تو لاو بپیوندید!

  • نام کاربری :
    رمز عبور :
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آرشیو ماهانه
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 750
  • کل نظرات : 126
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 295
  • افراد آنلاین : 1
  • آمار بازدید
  • بازدید کل : 663,415
  • اطلاعات
  • امروز : شنبه 20 آذر 1395
  • آی پی شما : 54.211.62.139
  • مرورگر شما :
اتاق آرزو
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
محبوب ها
داستان عاشقانه
1
رمان عاشقانه
1
عکس عاشقانه
1
دلنوشته
تبلیغات
سایت عاشقانه
دانلود رمان جدید
تبلیغات متنی با اتوریتی33
تبلیغات متنی با اتوریتی33
تبلیغات متنی با اتوریتی33
دانلود رمان کانی اندروید ، PDF و آیفون
  • تعداد بازدید : 127
  •  دانلود رمان کانی اندروید ، PDF و آیفون

     دانلود رمان کانی اندروید ، PDF و آیفون

     

    داستان عاشقانه دوست داشتن

    خلاصه داستان : زمانیکه مردی در حال پولیش کردن اتوموبیل جدیدش بود کودک ۴ ساله اش  تکه سنگی را بداشت و  بر روی بدنه اتومبیل خطوطی را انداخت.

    دانلود رمان کانی

    رمان کانی

     

    مرد آنچنان عصبانی شد که دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محکم پشت دست او زد بدون انکه به دلیل خشم متوجه شده باشد که با آچار پسرش را تنبیه نموده
    در بیمارستان به سبب شکستگی های فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد
    وقتی که پسر چشمان اندوهناک پدرش را دید از او پرسید

    “پدر کی انگشتهای من در خواهند آمد”
    آن مرد آنقدر مغموم بود که هچی نتوانست بگوید به سمت اتوبیل برگشت وچندین باربا لگدبه آن زد
    حیران و سرگردان از عمل خویش روبروی اتومبیل نشسته بود و به خطوطی که پسرش روی آن انداخته بود  نگاه می کرد . او نوشته بود ” دوستت دارم پدر”
    روز بعد آن مرد خودکشی کرد
    خشم و عشق حد و مرزی ندارنددومی ( عشق) را انتخاب کنید تا زندکی دوست داشتنی داشته باشید و این را به یاد داشته باشیدکه اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند
    در حالیک امروزه از انسانها استفاده می شود و اشیاء دوست داشته می شوند.
    همواره در ذهن داشته باشید که: اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند
    مراقب افکارتان باشید   که تبدیل به گفتارتان میشوند
    مراقب گفتارتان باشید که تبدیل به رفتار تان می شود
    مراقب رفتار تان باشیدکه تبدیل به عادت می شود
    مراقب عادات خود باشیدشخصیت شما می شود
    مراقب شخصیت خود باشیدکه سرنوشت شما می شود
    خوشحالم که  دوستی این پیام را برای یاد آوری به من فرستاد
    امیدوارم که روز خوبی داشته و  هر مشکلی که با آن روبرو هستید
    آخرین روز آن باشد و تمام شود پایان

    رمان

    رمان عاشقانه

    عاشقانه ها

    رمان نودهشتیا

    رمان جدید

    سایت عاشقانه

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی