close
تبلیغات در اینترنت
عاشقانه های زیبا با همرا عکس

سایت عاشقانه

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن

 

گمشده:پسری
دارای چشم های مشکی

مدل مو:از اینا که وسطش هست،بغلاش نیست

دارای ته ریش

بازوی خجمل جهت گاز گرفتن

خعلی مردونه زیاد

قد بلند و فراتر از اون

ته صداشم خستس

از این ادکلن تلخا هم میزنه همیشه

پیرن مردونه تا ته دکمه هاشو ببنده

از این نگاه جذابا که یهو خشن میشه

مال منه…شوهرمه

هر کی پیداش کرد بیاره پسش بده!!!

مال مردم خوردن نداره:))))

اگه خودشم زیر بار نرفت دروغ می گه،مال منه

بزنین تو دهنش

به زور بیارینش…:))))

 

عاشقانه

 

 

فکرشو کن

یه روز خب

من توی بغل تو

دستاتو دورم حلقه کردی

سرم رو شونت

سرت رو سرم

بهت می گم:عشقم؟؟؟

جواب بدی:جونم؟؟؟
میگم:اگه یه روزی من نباشم تو چیکار می کنی؟؟؟

تو هیچی نمی گی:ااااااا

دوباره می پرسم:)))))
میگی:بازم از این حرفا زدی؟؟؟

من میگم:بگو دیگه…

میگی:خفه شو:(((((

من میگم:ناراحت شدی؟؟؟

دستاتو محکم تر دورم حلقه می کنی

میگی:اینو خوب تو گوشات فرو کن!!!

تو مال منی

تمام دنیا هم جمع بشن…

نمی تونن تو رو از من بگیرن***

دلم اروم میشه

دستتو میگیرم

و

میگم باشه عشق من…

و این یعنی زندگی…!!!

 

 

 

 

عاشقانه

 

 

 

 

پسری که وقتی بد لباس پوشیدی جوری نگات می کنه که همونجا راتو کج کنی بری خونه+
وقتی میاد ساعت ۱ میبینه-انلاینی-بگه ۱۰ دقیقه فرصت داری تو جات خواب باشی…خودشم off میشه+

 

وقتی فحش میدی یک جور دستتو فشار بده تا یک سال فحش ندی… +

 

وقتی میبینه با دوستات تو خیابونی-زنگ بزنه-بگه:سمت چپو ببین…دیدی؟؟؟خداحافظی کن بدو تو ماشین…+

 

پسری که نمیشه رو حرفش حرف زد…

 

پسری که وقتی دلت گرفته و داغونی پشت تلفن سرش داد و بیداد می کنی و تلفنو روش قعط می کنی…

 

اما میدونه چقدر اون لحظه محتاجشی…

 

پشت سر هم زنگ میزنه تا ارومت کنه…

 

پسری که وقتی سوار ماشینشی تمام مدت دست راستش رو دستته…

 

پسری که وقتی صبح بهش زنگ میزنی

 

تازه از خواب بیدار شده و اروم میگه*جانم*صدای خواب الودش دیوونت می کنه…

 

پسری که کم خاطرخواه نداره اما

 

وقتی باهات عهد رفاقت میبنده نفر سومی-تو کار نیست-…

 

پسری که به خاطر نیازاش پس نمیزنتت

 

پسری که براش مهم نیس جی اف دوستش از تو خوشگل تره…

 

هر بار که به چشات زل میزنه

 

میگه:به خدا تکی تو*دختر*

 

پسری که درکت می کنه…

 

میدونه یه دختر به توجه نیاز داره

 

با کوچیک ترین کم محلیش دیوونه میشی

 

عاغا این پسره مال منه هر کی پیداش کرد بندازه صتوق پستی…

 

 

 

 

 

عاشقانه

 

 

 

پـسـر ﺑــﭽـﻪ اﯼ ۴ ﺳــالـه ﮐــﻪ ﯾــﻪ ﺭﻭﺯ ﮐــﻪ ﮐــﺎﺭﺧﯿـﻠـﯽ ﺑــﺪﯼ ﮐــﺮﺩﻩ ﺑــﻮﺩ

 

ﻣـﺎﻣـﺎﻧـﺶ ﺩﻧـﺒـﺎﻟـﺶ ﺩﻭﯾـﺪ ﺗـﺎﺑﯿـﺮﻭﻥ ﺣﯿــﺎﻁ

 

ﭘـﺴـﺮﮎ ﻫـﻤـﻮﻥ ﺟﻠــﻮﯼ ﺩﺭ ﻭﺍﯾـﺴـﺘـــﺎﺩ ﻭ ﺟــﻠﻮﺗــﺮ ﻧـﺮﻓــﺖ

 

ﻣـﺎﻣـﺎﻧـﺶ ﻫـﻢ ﮐﺘــﮑـﺶ ﺯﺩ..

 

ﺑﻌــﺪ ﻭﻗﺘـﯽ ﺑـﺮﮔـﺸـﺖ ﺗـﻮﺧـﻮﻧـﻪ

 

ﺑـﺎ ﭼـﺸـﻤـﺎﯼ ﭘـﺮ ﺍﺷـﮑـﺶ ﺑـﻪ ﻣـﺎﻣـﺎﻧـﺶ ﮔﻔـﺖ :

 

ﻓـﮑـﺮ ﻧـﮑـﻦ ﻧـﻤـﯿـﺘـﻮﻧـﺴـﺘـﻢ ﻓـﺮﺍﺭﮐﻨــﻤـﺎ..

 

ﺗـﻮ ﭼـــــﺎﺩﺭ ﺳـﺮﺕ ﻧـﺒـﻮﺩ …

 

 

عاشقانه

 

 

 

یﻪ ﻋﻤﺮ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ … ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺮﻁ بندﯼ ﮐﻨﯿﻢ؟؟؟ 
ﭘﺴﺮ : ﺑاﺷﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ … شرط میبندیم …
ﺩﺧﺘﺮ :ﺗﻮﻧﻤﯽﺗﻮﻧﯽ۲۴ ﺳﺎﻋﺖﺑﺪﻭﻥﻣﻦ ﺑﻤﻮﻧﯽ …
ﭘﺴﺮ : ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ یک روز که چیزی نیست یه جوری میگذرونم …
ﺩﺧﺘﺮ : حالا ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ …..
۲۴ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﻋﺸﻘﺶ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﻤﯿﺮﻩ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ …
۲۴ ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯽﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺩﺧﺘﺮ ..
ﺩﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽﮐﻨﻪ ..
.ﺩﺍﺧﻞ ﺧﻮﻧﻪﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ
ﺩﺭﺍﺯﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ رﻭﺵ ﯾﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻫﺴﺖ …
ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ: ۲۴ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﯼ … ﯾﻪ ﻋﻤﺮ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ …
ﺩﻭﺳﺘﺖﺩﺍﺭﻡ

 

 

 

 

عاشقانه

 

 

دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟
پسر گفت : نه ، نیستی
دختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی ؟
پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم
دختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟
پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم
دختر با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های الماس اشک چشمانش را نوازش میکرد
اما پسر دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد و گفت : تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی
من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از آن را
و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد…

 

 

 

 

 

عاشقانه

 

 

 

 

امروز دلم خیلی گرفته … درست نمیدونم واس چی … فقط میدونم این روزا خیلی دلم به حال خودم میسوزه … 

 

 به حاله منی ک بخاطره تو روی خیلی چیزا پا گذاشتم …

 

اما این روزا بخاطره تو احساس پوچی میکنم .. این احساسم بخاطره نبودت نیس …

 

 بخاطره اینه که بودنت به این روزم انداخته … 

 

 من بخاطره تو روی احساسات و حسادتای دخترونم پا گذاشتم … حتی روی غرورم … 

 

 خیلی کاراتو نادیده گرفتم … روی خودم و شخصیتم پا گذاشتم … 

 

 روی خط قرمزایی که واس خودم توی زندگیم تعیین کرده بودم پا گذاشتم … 

 

 من دوست دخترای قبلیت و کارایی که انجام داده بودی رو نادیده گرفتم … 

 

 من دوست شدنت با دوست خودمو نادیده گرفتم … 

 

 ببخشید اینو میگم … ولی … حتی دختر خونه بردن هات رو هم نادیده گرفتم …

 

 من حتی اون وقتایی که بهت با ی شماره ی دیگه زنگ میزدمو اسم یه دختر دیگه رو می آوردی رو هم نادیده گرفتم

 

 هیچ وقت وضع مالی بدتو به رخت نکشیدم …

 

 با خنده هات خندیدم با گریه هات گریه کردم .. کمکت کردم …

 

 یادته تو خودتو هیچی نمیدونستی … چقدر کمکت کردم … از همه لحاظ … بلندت کردم …

 

 شخصیت بهت دادم … که خودتم مونده بودی ک چی بودیو چی شدی …

 

 من آدمت کردم … حالا چی شده که خودتو بیشتر از من میبینی … چی شده که انقد راحت میگی برو …  

 

چی شده که میگی دوسداشتنه من لیاقت میخاد ؟؟؟

 

 تا حالا شده که وسط خنده هات گریه کنی ؟؟؟  

 

تاحالا شده توی خیابون یهو دلت بلرزه پاهات سست بشه و با گریه دنباله یکی بدویی و بعد بفهمی با عشقت

 

 اشتباه گرفتیش؟؟؟

 

 تا حالا شده از همه دنیا و همه چیزش خسته بشی و رگتو بزنی ؟؟؟

 

 تاحالا شده انقدر احساس تنهایی کنی ک دلت بحال خودت بسوزه که انقد حالت بده ؟؟؟  

 

تویی که میگفتی از خدا میخام همه ی وجودم واسه تو بشه … تو تنها فرشته ی زندگیه منی …

 

 چی شده که الان ندارمت …

 

 انقدر این روزا حالم بده که نمیدونم دلیل گریه هام واسه توهه یا واسه ی خیانتات یا اینکه واس خودمه …

 

 این روزا یه اتفاقایی افتاده که فهمیدم میتونستم زندگیمو بهتر از اینی که هست بسازم اما ..

 

 بخاطره تو از خیلی چیزا گذشتم … نتیجش هم شده حسرتای امروزم … 

 

 من گند زدم به زندگیم … به آدمی که بودم …

 

 که تا امروز هر چی هم که تلاش میکنم هیچ چیز مثه قبل نمیشه …

 

 یادته چقد باهم قول و قرار گذاشتیم ؟؟؟ یادته ؟؟؟  

 

یادته چقدر واسه ی آیندمون نقشه کشیدیم؟؟؟ یادته ؟؟؟ 

 

 میدونی چی منو به این روز انداخته؟؟؟ همش تقصیر هوسای توهه …

 

 اگه حاضر بودی از هوست برای ادامه ی رابطمون بگذری … هیچوقت اینطوری نمیشد …  

 

انقد روی خواسته های کثیفت پا فشاری کردی ک مجبور شدم بگم دوستت ندارم …

 

 ولی هیچوقتم فکر نمیکردم در جوابم بگی برو … فکر کردم میگی بمون ، حرفای من اشتباس …

 

 خدایا … فقط یه خاهش … یه روزی برسه که بیاد جلوم با چشمای گریون … 

 

 بگه عشقش همه ی بلاهایی که سره من آورده رو سرش آورده … بگه تنها شده … بگه اشتباه کرده …

 

 بگه هیشکی مثه من دوسش نداره … تا بفهمه چقدر سخته این حال و هوایی که من دارم … 

 

بخاطش تحقیر شدم … قرص خوردم … رگمو زدم … روزای شاد زندگیمو خراب کردم …. 

 

 داداش امیر راست میگه … حرفام حرفه دله خیلیاس … اما حیف که خودش حرف دلمو نمیخونه …  

 

خدایا اگ اون دنیاش خوب بشه من به عدالتت شک میکنم …

 

 خدایا دله من که شکست ولی نذار دله هر کسی که نوشته هامو میخونه بشکنه …  

 

دوستتون دارم … واسم دعا کنید … 

 

 

 

عاشقانه

 

 

 

 

 

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی